هر آنچه باید در بخش اول مبانی هنرهای تجسمی بدانید

مبانی هنرهای تجسمی

در این مقاله می خواهیم بخش اول مبانی هنرهای تجسمی را برای شما آموزش دهیم. تا در خلق کردن آثارتان کمک حالتان باشد، لازمه طراحی دانستن و مسلط بودن به هنرمبانی تجسمی است.

برای ایجاد کردن آثارهنری ارزشمند شما نیاز به یک سری مواردی دارید که با رعایت کردن آنها می توانید بهترین طرح را اجرا کنید.

این مبانی را می توان به الفبا و قوائد درک زبان و ابداع در هنرهای تجسمی و بصری معنی کرد. آشنایی با این موضوع باعث می شود پیرامون تان را بیشتر درک کنید.

در روزگار ما هرچه هنر تجسمی وجود دارد در قالب های زیر دسته بندی شده است؛ آنها عبارتنداز: عکاسی، گرافیک، نقاشی، طراحی و مجسمه سازی.

فصل اول مبانی هنرهای تجسمی

خلق کردن هنرهای تجسمی و درک کردن آن ها نیاز به شاخت اولیه و اصولی مبانی دارد. آشنا شدن و درک مبانی هنرهای تجسمی می تواند تا حد زیادی به درک کردن جهان بصری موثر باشد.

عناصر و کیفیت نیروهای بصری

عناصر و کیفیت نیروهای بصری در مبانی هنرهای تجسمی به دو دسته تقسیم می شوند که شامل:

1- بخشی از آن که به صورت فیزیکی با آن سروکار داریم شامل: نقطه، خط، سطح، رنگ، شکل، اندازه، بافت تیرگی و روشنی

2- کیفیت خاص بصری که حاصل از تجربه هنرمندان است شامل: تناسب، هماهنگی، تعادل، کنتراست، که به نیروهای یک اثر تجسمی استحکام می بخشد.

دیدن

به معنای کلی دیدن واکنشی خود به خودی است که عضو بینایی در زمان انعکاس نور از خود نشان می دهد و انسان به طور طبیعی جهت، بافت، شکل، رنگ، بعد و حرکت چیزها را به وسیله پیام های بصری درک می کند.

کادر در هنرهای بصری

قالب و یا کادر به فضای محدودی می گویند که اثر تجسمی و تصویری در آن ساخته می شود. کادرها اندازه و شکل های مختلفی دارند مثل: مربع، دایره، بیضی، مثلث، مستطیل، لوزی، ذوزنقه و چند ضلعی حتی کادر شما می تواند تلفیقی از چند شکل روی هم باشد.

هر آنچه باید در بخش اول مبانی هنرهای تجسمی بدانید

هنرمند ابتدا باید ارتباطی بین کادر و فضای داخلی آن ایجاد کنند، سپس برای اینکه انرژی های بصری بیرون از کادر که می خواهند به درون آن نفوذ کنند را زیر سلطه خود دارند.

مثال:

عناصر و کیفیت نیروهای بصری را توضیح دهید؟

عناصر و کیفیت های بصری شامل دو دسته هستند که شامل:

1- بخشی که به صورت فیزیکی با آن سروکار داریم مثل: نقطه، سطح، حجم، رنگ، بافت، شکل و تیرگی و روشنی.

2- بخش هایی که شامل استحکام طرح می شود مثل: تعادل، هماهنگی، تناسب و کنتراست.

عمل دیدن یک واکنش طبیعی و خود به خود است که عضو بینایی در مقابل انعکاس نور از خود نشان می دهد.

فصل دوم: عناصر بصری (نقطه، خط، حجم، سطح)

نقطه

در هنرهای تجسمی هنگامی که از نقطه نام می بریم منظورمان چیزی است که دارای تیرگی و روشنی، اندازه و گاهی جرم، است.

در ریاضیات موضوع ذهنی است که در فضا و یا بر روی صفحه ظاهر می شود. در واقع بدون لمس و دیدن است.

برای مثال وقتی که از راه دور به تک درخت نگاه می کنیم به صورت یک نقطه تجسمی دیده می شود؛ اما وقتی به آن نزدیک می شویم حجمی بسیار بزرگ را می بینیم. بنابراین محدوده فضا نقش تعیین کننده ای در تشخیص دادن و معنا دار کردن آن دارد.

موقعیت های مخلتف نقطه

نقطه می تواند در موقعیت های مخلتف در کادر قرار بگیرد. اگر نقاط بصری متفاوت در کادر وجود داشته باشد بر اساس روابطی مثل: اندازه، شکل، رنگ، بافت و دوری و نزدیکی با هم داشته باشند، تاثیرات بصری متفاوتی وجود خواهد داشت.

خط

در زندگی روزمره خطوط چشمگیری وجود دارد که در طول روز نیز خیلی از آنها را می بینید اما به آن بی توجه هستید. به عنوان مثال می شود به ردیف صندلی ها در امتحانات، خطوط آجرهایی که روی هم چیده شده اند، سیم های برق، تیرهای برق، تنه درختان در کنار خیابان، خطوط روی لباس ها و…

جهت خط

خطوط از نظر جهت به چهار دسته تقسیم می شوند. دسته ها به شرح زیر است:

1- خطوط عمودی مثل درختان، تیر چراغ برق و … این خطوط نشان دهنده استحکام و قدرت است.

2- خطوط افقی در طبیعت که شامل: خط افق، سطح زمین و…. است. مفهوم این خطوط می تواند آرامش و اعتدال باشد.

3- خطوط مایل که در طبیعت است شامل: خط رعد در آسمان، سراشیبی و….می شود. از این خطوط در اثرهای تجسمی برای نشان دادن خشونت عدم سکون، پویایی و… به کار برده می شود.

4- خطوط منحنی که در طبیعت به شکل تپه ماهور، انتشارامواج، بلندی زمین، حرکت برخی جانوران دیده می شود. از این خطوط برای نمایش دادن ملایمت، لطافت، حرکت سیال و… استفاده می شود.

حالت خط

خطوط می توانند در مسیر حرکت خود دارای شکل زیر باشند.

1- ضخیم یا نازک، تیره یا روشن، قوی یا ضعیف.

2- می توانند در مسیر خود به صورت قطعه قطعه باشند مثلا یک خط راست که پر از خط فاصله است.

3- می توانند در مسیر حرکت خود به شکل زیگزاگ و یا موجی باشند.

کاربرد خط

ترسیم خطوط پیرامونی شکل می تواند تصویر اشیا را نمایش بدهد. تراکم هاشورها، حجم و سایه می تواند نرمی و یا سختی شکل را نشان دهد. در هنر گرافیک خط کاربردهای متنوعی دارد وعلاوه بر آن جایگاه ویژه ای در نقاشی های ایرانی دارد.

در طراحی لباس، نقشه کشی، عکاسی، مجسمه سازی و طراحی صنعتی خط پایه اصلی اجزا را به عهده دارد.

سطح

به هر شکلی که دارای دو بعد (طول و عرض) باشد سطح می گویند. سطح در پیرامون ما با اشکال مختلفی وجود دارد و تقریبا آن را بی شمار می بینیم.

ممکن است سطح به شکل دیوار اتاق، کف اتاق، سطح زمین فوتبال، یا سطح روی کتاب باشد. به عنوان نمونه ای از سطح منحنی می شود به گنبد اشاره کرد.

سطح ها می توانند به شکل مربع، مستطیل، دایره و.. باشند، حتی می توانند تلفیقی از همه ی موارد باشند.

حجم

به اجسامی که دارای طول، عرض، ارتفاع یا عمق باشد حجم می گوییم. همانطور که به سه شکل دایره، مربع و مثلث به عنوان پایه اشکال نام برده شده، کره، مکعب و هرم را می توانید پایه اجسام هندسی نام ببرید.

نور و حجم

نقش نور در بازنمایی حجم و خصوصیات آن نیز شایسته است. (نور امکان رویت اجسام را برای ما فراهم می کند.) به همین دلیل میزان تیرگی و روشنی فرورفتگی و برجستگی های روی شکل اهمیت ویژه ای دارد.

فصل سوم: شکل، ترکیب و بافت

به طور کلی شکل بیانگر حالت است و تنوع بسیار بالایی دارد. شکل هایی که در پیرامون ما هستند شامل ابر، درخت، حیوانات، سنگ و صخره و… است مثل مجسمه ای که از سنگ تهیه شده است.

انواع شکل

از نظر قیافه و حالت شکل ها شامل دو دسته می شوند: یا ساده هستند و یا هندسی. در هنرهای تجسمی با تغییرات کوچک می توانید به نحوه خلاقانه ای روی ذهن مخاطب اثر بگذارد.

ترکیب

ایجاد کردن ترکیب موفق باعث می شود که اثر در ذهن مخاطب جای بگیرد. در واقع ترکیب عاملی است که با چگونگی چیدمان و کادری که در اختیار دارید به گونه ای در ذهن مخاطب تان بمانید که جاودانه شوید و مخاطب تان بدون آنکه شما متوجه شوید از طریق تبلیغات کلامی برای شما تبلیغات می کند.

زمینه و کادر

در یک ترکیب وجود زمینه برای ایجاد ارتباط بصری میان عناصر و معنی دار شدن شکل ها الزامی است؛ حتی اگر زمینه داشتید باید کادر هم داشته باشید.

وجود سه عامل زیر در به وجود آمدن یک ترکیب موفق بصری الزامی است.

  • وجود تعادل بصری
  • وجود تناسب و هماهنگی میان عنصر های مختلف یک ترکیب
  • وجود رابطه هماهنگ با اجزا

از انواع ترکیب می شود به ترکیب های قرینه و غیر قرینه اشاره کرد.

بافت

بافت ها را می توان به دو دسته ترسیمی و تصویری تقسیم کرد.

1- بافت تصویری

بافت ها معمولا به صورت شبیه سازی از اشکال به صورت واقع نما ساخته و پرداخته می شود و با رویت آنها احساسی به شما دست می دهد که قبلا تجربه کرده اید مثلا اگر بافت دیوار را می بینید ناخودآگاه حسی در شما بیدار می شود که انگار واقعا دیوار است.

2- بافت ترسیمی

این سری از بافت ها به روش های گوناگون تجربی برای ایجاد تاثیرات بصری خالص به وجود می آید. بافت های ترسمی با استفاده از تراکم و تکرار خطوط در ترکیب های متنوع و با استفاده از لکه های تیره و روشن به وجود می آیند.

نحوه ایجاد کردن بافت

  • ترسیم و تکرار انواع شکل، خطوط، نقاط، و یا نقش مایه های خاص
  • تراشیدن و کنده کاری روی سطوحی که مواد رنگی یا مرکب روی آنها مالیده شده است.
  • با استفاده از بافت سطوح مواد طبیعی که روی آنها ماده مرکب مالیده شده است و سپس برگرداندن آنها به روش چاپ و مهر زدن روی انواع کاغذ و مقوا.

مقاله مرتبط: معرفی انواع برند قدرتمند

امیدواریم از این مقاله لذت برده باشید؛ شما می توانید در پیج اینستاگرامی ما عضو شوید تا از آموزش ها، مقالات و نمونه کار های ما دیدن کنید.

مقالاتی که شاید برایتان جذاب باشد

فهرست